یاد پدر

سینه آتش افروز

الهی سینه‌ای ده آتش‌افروز
در آن سینه دلی وان دل همه سوز

کرامت کن درونی درد پرورد
دلی در وی درون درد و برون درد

دلم پر شعله گردان سینه پر دود
زبانم کن به گفتن آتش‌آلود

به سوزی ده کلامم را روایی
کزان گرمی کند آتش گدایی

دلم را داغ عشقی بر جبین نه
زبانم را بیانی آتشین ده

بده گرمی دل افسرده‌ام را
بر افروزان چراغ مرده‌ام را

دلی افسرده دارم سخت بی‌نور
چراغی زو به غایت روشنی دور

هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست
دل افسرده غیر از آب و گل نیست

سخن کز سوز دل تابی ندارد
چکد گر آب از آن آبی ندارد

به راه این امید پیچ در پیچ
مرا لطف تو می‌باید دگر هیچ

نویسنده میثم منتظری.

+   میثم منتظری ; ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir