یاد پدر

تسلیت!

رحلت عالم ربانی آیت الله مرعشی را به رهبر معظم انقلاب وجامعه روحانیت و مردم شریف ایران تسلیت عرض می نماییم.

نویسنده:میثم منتظری

+   میثم منتظری ; ۸:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠

اولین مدال!

مراد محمدی شیر مرد مازندرانی دیروز در وزن 60 کیلوگرم کشتی آزاد با غلبه بر حریف خود به مدال برنز دست یافت،اولآ کسب این مدال با ارزش را به محمدی و ثانیآ به مردم غیور ایران تبریک می گوییم.

نویسنده:میثم منتطری

+   میثم منتظری ; ۸:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠

آخر دنیا!

آدمک آخر دنیاست بخنــــد

آدمک مرگ همین جاست بخنــد

 

دست خطــی که تو را عـاشق کرد

شوخی کاغــذی ماست بخنــد

 

آدمک خر نشــوی گریه کنی !

کل دنیا ســراب است بخنــد

 

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخنـد ....

 

نویسنده:میثم منتظری

+   میثم منتظری ; ٢:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۸

انتقاد!

از رئیس جمهور و نمایندگان مجلس باید سوال کرد که چرا در مورد یک کاندیدی که قرار است سکان کشور را در دست گیرد بون تحقیق و بررسی انتخاب و رای می دهند.

علی کردان که برخی از رسانه بیان نمودند که حتی مدرک لیسانس هم ندارد چطور دکترای افتخاری از دانشگاه آکسورد را دارد.

بعد از آن نوبت رحیمی است که اکنون معاون پارلمانی رئیس جمهور است که برخی رسانه ها بیان نمودند که مدرک وی نیز مانند کردان است.

آقای رئیس جمهور به فکر چاره باشید.

نویسنده:میثم منتظری

+   میثم منتظری ; ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۳

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

دوست دارم که یک شب جمعه                     صبح گردد به رسم خوش عهدی

ناگهان بشوم به سمت حجاز                        نغمه دلخوش انا المهدی

در خیابان کوچه و بازار                           خلق را بنگرم،همه دلشاد

خنده بر لب به یگدیگر گویند                        آمد آقایمان مبارک باد

دوست دارم ببینم آن روزی                          که تو با دیده ای زغم نمناک

در مدینه کنار قبر رسول                           آن دو را می کشی برون از خاک

آتش افروزی وسوال کنی                          مادرم را چرا زدی سیلی

پیشاپیش نیمه شعبان ولادت با سعادت نرگس زهرا را تبریک می گویم.

نویسنده:میثم منتظری

+   میثم منتظری ; ۳:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۳

تردید!

شاید تردیدی است بین بودن ونبودن.لحظه ای است بین دونگاه.

لبخندی است که برلبان یک دختر مست جاریست.وناله ی یک پرنده درپشت میله های قفس.زندگی شاید لبخند بی معنی مادر به فرزندش باشد.

وشاید لحظه هایی است که بی هیچ لبخندی ازکنارمامی گذرندوبه گذشته می پیوندند.وعبور یک رهگذربی آنکه لبخندی برلب آورد وبگوید:سلام.

+   میثم منتظری ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۱

سینه آتش افروز

الهی سینه‌ای ده آتش‌افروز
در آن سینه دلی وان دل همه سوز

کرامت کن درونی درد پرورد
دلی در وی درون درد و برون درد

دلم پر شعله گردان سینه پر دود
زبانم کن به گفتن آتش‌آلود

به سوزی ده کلامم را روایی
کزان گرمی کند آتش گدایی

دلم را داغ عشقی بر جبین نه
زبانم را بیانی آتشین ده

بده گرمی دل افسرده‌ام را
بر افروزان چراغ مرده‌ام را

دلی افسرده دارم سخت بی‌نور
چراغی زو به غایت روشنی دور

هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست
دل افسرده غیر از آب و گل نیست

سخن کز سوز دل تابی ندارد
چکد گر آب از آن آبی ندارد

به راه این امید پیچ در پیچ
مرا لطف تو می‌باید دگر هیچ

نویسنده میثم منتظری.

+   میثم منتظری ; ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۱

یا رب به چه سنگی زنم از دست غریبی

 

 

       "یا رب به چه سنگی زنم از دست غریبی"

+   میثم منتظری ; ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۱

انتخاب!

انتخاب جناب آقای دکتر کردان و آقای دکتر حسینی به عنوان وزرای کشور و اقتصاد را تبریک می گوییم .

این دو وزیر که بدنه فعال کشور می باشند باید بیش از وزرای دیگر برای عمران و آبادی کشور و کاهش نرخ تورم و معضلات جامعه  تلاش کنند.

حرف و حدیث های زیادی در رابطه با انتخاب دو وزیر وجود دارد ولی به قول رئیس جمهورباید فرد ،خدمتگزار برای جامعه باشد.

به امید موفقیت .

نویسنده:میثم منتظری

+   میثم منتظری ; ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۱

آدم کشی!

وقتی از دنیا و آدم ها خسته شدی برو کوه و فریاد بزن آیا باز هم امیدی هست آن وقت در جوابت می شنوی هست هست هست...

با تقدیر از همکار گرامی سرکار خانم فراهانی.

نویسنده:میثم منتظریدوست داشتن

+   میثم منتظری ; ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٧

فریاد!

+   میثم منتظری ; ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٧

"هیچ چیز این جهان بیکرانه را جدی نگرفته ام حتی عشق را"

عشق کور است، روزی تمام خوبی ها و بدیها با هم قایم موشک بازی می کردند و دیوانگی چشم گذاشت و عشق پرید و در بین یک بوته گل رز پنهان شد و دیوانگی همه را پیدا کرد و تنها عشق را پیدا نکرده بود حسادت در گوشهایش زمزمه کرد، تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.

 

دیوانگی شاخه چنگگ مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کردو دوباره و دوباره تا صدای ناله ای متوقف شد.

 

عشق از پشت بوته بیرون امد با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش خون بیرون می زد.

 

شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود.

 

دیوانگی گفت:" من چه کردم  من چه کردم ، چگونه می توانم تور ا درمان کنم."

 

عشق پاسخ داد:" تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی راهنمای من شو."

 

و اینگونه است که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.

 

"هیچ چیز این جهان بیکرانه را جدی نگرفته ام حتی عشق را"

 

دوست عزیزم مهدی اجاقی.

 

نویسنده:میثم منتظری

+   میثم منتظری ; ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٧

دوست!

مرده ام در کوچه های بی کسی

سنگ قبرم را نمی سازد کسی

سوختم خاکسترم را باد برد

بهترین دوستم مرا از یاد برد.

یاد تمامی دوستان.

+   میثم منتظری ; ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٧

نا مهربانی!

نگو با دیگران بودیم و رفتیم

نگو نامهربان بودیم و رفتیم

آخه اینها دلیل محکمی نیست

بگو با دیگران بودیم و رفتیم

با تقدیر ازسرکار خانم فراهانی

+   میثم منتظری ; ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٧

تبریک!

با عرض سلام خدمت تمامی خبرنگاران و اصحاب رسانه:

هفدهم مرداد روز خبرنگار را خدمت تمامی خبرنگاران و اصحاب رسانه تبریک عرض می نمایم.

 

+   میثم منتظری ; ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٧

 

ای صمیمی ای دوست!گاه و بی گاه لب پنجره خاطرم میای.

ای قدیمی ای خوب! تو مرا یاب کنی یا نکنی، من به یادت هستم آرزویم همه سر سبزی توست.

+   میثم منتظری ; ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٧

 

من میثم منتظری متولد 4/2/1363 تهران هستم ،بعد از دوسال از تولدم به زادگاه پدریام شمال رفتیم و من تا مقطع کاردانی را در شمال خواندم و در سال 85 به خدمت مقدس سربازی اعزام شدم ،بعد از بازگشت در خبرگزاری اقتصادی ایران مشغول به فعالیت شدم ،در تاریخ 22/11/86 پدرم را از دست دادم و به همین خاطر اسم وبلاگم رایاد پدر گذاشتم .

+   میثم منتظری ; ٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٤

 

خبر به دورترین نقطه جهان برسد

نخواست اوبه من خسته بی گمان برسد

شکنجه بیش از اینکه پیش چشم خودت

کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد

خداکند،که نفرین نمی کنم

نکند او که عاشق او بودم زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود

خدا کند که فقط آن روز برسد.

 

تقدیم به تمام عاشقان روی زمین!

 

+   میثم منتظری ; ۱:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٤

 

مهربانی را زمانی یافتم که دختر کوچکی خورشید را در دفتر نقاشی سیاه کشید تا صورت پدر کارگرش نسوزد.

بیاد پدر!

+   میثم منتظری ; ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٤

 

برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد زیرا بر این باورند که یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت.

+   میثم منتظری ; ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٤

 

یکی می پرسه اندوه تو از کیست؟

                                                 سبباز سکوت مهبت کیست؟

برایش صادقانه می نویسم

                                       برای آنکه باید باشد و نیست

+   میثم منتظری ; ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٤

 

گفتم به گل زرد چرا رنگ نی

                                          افراد دلتنگ مثل نی

من عاشق اویم که رنگم شده زرد

                                                  تو عاشق کیستی که همرنگ منی!

+   میثم منتظری ; ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٤

 

دوستی ایستادن زیر باران و خیس شدن باهام نیست.دوستی آن است که یکی برای دیگران چتری شود و دیگر هیچ وقت ندانی که چرا کسی خیس نشد.

+   میثم منتظری ; ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٤

 

دلم روی زخمش نمک می زند

                                          خودش با خودش نی لبک می زند

قلبم کویری پر از تشنگی است

                                             که دارد لبانش ترک می زند

+   میثم منتظری ; ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٤

 

آن روز گدازه دلم رادیدم

خاکستر تازه دلم رادیدم

آن روز که می رفت به دوش مردم

تشییع جنازه دلم رادیدم

بیاد پدر!

 

+   میثم منتظری ; ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱۳

 

عشق از غبار خواهم شست

درخود خروش ها دارم،چون چاه اگرچه خاموشم،

می جوشم از درون،هرچند با هیچ کس نمی جوشم

گیرم به طعنه هم خوانند،ساز شکسته!می دانند،

هرچند خاموشم اما،آتشفشان خاموشم

فردا به خون خورشیدم،عشق از غبار خواهم شست

امروز اگر چه زخمش را،هم با غبار می پوشم

در پیشگاه فرمانش دستی نهاده ام برچشم

تا عشق حلقه ای کرده است،با شکل رنج در گوشم

این داستان که از خون گل بیرون دمد،خوش است،اما

خوشتر که سر برون آرد،خون از گل سیاوشم

من با طنین خود بخشی از خاطرات تاریخم

بگذار تا کند تقویم از یاد خود فراموشم

مرگ از شکوه استغنا با من چگونه برتابد؟

با من که شوکرانم را با دست خویش می نوشتم

بیاد پدر.

+   میثم منتظری ; ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱۳

 

پدر معنی تمام زندگی،پدر پاکی و صداقت و فداکاری

توصیه بعه تمام کسانی که پدر دارند:قدر فرشته طلایی را بدانید و به او محبت کنید.

و کسانی که مانند من از وجود پدر محروم هستند:در آتش این جدایی و غم بسوزید.

+   میثم منتظری ; ٥:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٢

یاد پدر

سلام.

  به یاد پدر به دنیای مجازی گام نهادم.

 باشد که یادش همواره پرافتخار یاد گردد.

+   میثم منتظری ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٢

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

+   پرشین بلاگ ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٢

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir